اصلا ناراحت نیستم اگر همه مسخرم کنن بخاطر وابستگیه شدیدم!
اصلا ناراحت نیستم از اینکه بعضی شبا هنوز میام پیشتون میخوابم
و میلاد ومینا بهم میخندن!
آره من اعتراف میکنم بعضی شبا از تاریکی وحشت میکنم و پتو بدست
میرم پیش پناهگاهای زندگیم پیش کسایی که فقط عطرشون
باعث میشه وحشتناکترین ترس های دنیا برام شوخی بشه!
تو کل زندگیم شاید ۷روز هم از مامانم دور نبودم اونم بخاطر
مسابقات لعنتی زود!من از این ور خط گریه مامان بابا هم از
اونطرف اشک میریختن!اون یک هفته من مردم!
اگر من یک روز با مامان بابام قهر نکنم ازشون منت کشی نکنم
سر به سرشون نذارم و بغلشون نکنم میمیرم! اگه یه روز مامان
موهامو نکشه من و جیغ نزنم میمیرم اگه یه روز با مامانم نرقصم
میمرم! 
خدا رو شکر امشبم برای نماز صبح بیدارم و این یعنی خدا جون
من هنوز سر قورم هستم
برچسب:
نویسنده: بنیامین موسوی